نمی دونم چی شدش
پای خودنویش چشمات
روی کاغذ نگاهت
یهو لرزیده شد و لغزید و نوشتم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم
به خدا دسته خودم نیست
دوست دارم
چی میشه
یه بار تو شهر قلب تو ، پا بزارم
آخه ظالم چی کار کنم
دوست دارم
دوست دارم
نمی دونم چی شدش
که جسارت کردم اینبار
دل به دریا زدم اینبار
توی آخرین ترانم
قلبم از عشق نترسید و نوشتم
دوست دارم عزیزم
دوست دارم
به خدا دسته خودم نیست
دوست دارم
چی میشه
یه بار تو شهر قلب تو ، پا بزارم
آخه ظالم چی کار کنم
دوست دارم
دوست دارم
توی آخرين ترانم
خط به خط از تو میگم
به خدا دسته خودم نیست
همشون کار دله
می دونم
خیلی جسارت کردم اما
تو بدون
که گناهش پای من نیست
همش اصرار دله
همش اصرار دله
آخه ظالم چی کار کنم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
.....
رها شایان
درد اين دل وامونده: می رم و می میرم ، آسوده می شم از عشق ، می رم و می میرم


