بهش گفتم : ديگه بسه ، خسته شدم ، تحملم تموم شده ، دیگه می زارمش کنار.
گفت: یعنی نمی خوای به حرف من هم گوش بدی. به خاطر من
گفتم: تا حالاش هم که موندم به خاطر اصرار های تو بوده و گرنه خودت می دونی عمرا
گفت: یعنی می خوای جا بزنی،یعنی می خوای قبول کنی شکست خوردی بعد اين همه مدت؟
گفتم: اره ، می خوام شکست بخورم .چيه مگه ، همه آدما يه روز تو زندگيشون شکست میخورند. منم يکی از اونا
گفت: ولی تو که از شکست بدت میومد .
وسط حرفش پريدم و گفتم:تو رو خدا شروع نکن من حوصله بحث رو ندارم.
گفت: باشه ، خودت شکسته شدی بمونه ، من رو هم داری میشکنی. منی که تا حالا هزار بار بار کمکت کردم. منی که هر وقت به حرفم گوش کردی موفق بودی ، نبودی؟
گفتم: چرا بودم ولی به خدا اين مورد فرق داره. من اگه بمونم بازم شکست می خورم. بودن يا نبودن من فرقی که نمی کنه
گفت: شکست اولين قدم پيروزيه. پس بمون شکست بخور ولی بعدش همونجا پيروز شو
گفتم: پس غرورم چی؟ اونو چی کارش کنم؟
گفت: آدم يه جاهايي بايد غرورش رو زير پا بزاره
دستام رو روی سرم گذاشتم و چشام و بستم يه کم فکر کردم و گفتم: من نمی مونم.
گفت: پس من هيچ ؟
گفتم: آدم بايد يه جاهايي رو قلبش پا بزاره!!!!!
از اون روز به بعد ، دیگه ساکت شد. تو هيچ موضوعی کمکم نکرد.
يه روز ازش پرسيدم چرا باهام اينجوری می کنی ؟
گفت: تصميم گرفتم برای اين بتپم تا زنده بمونی ، نه اين که زندگی کنی !!!!
********
من میگم حالا بسوزم ، یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره ، من که چیزی نمی بازم
من می گم اینجا رو باختی ، عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همين بود ، تو يه برگی توی اين باد
********
رو می کنم به آینه
رو به خودم داد می زنم
ببین چه قدر حقیر شده
اوج بلند بودنم
رو می کنم به آینه
من جای آینه میشکنم
رو به خودم داد می زنم
این آینست یا که منم؟


