تبليغاتX
حرف های دل یه دیوونه


 

هوا ، نفس ، زمين ، تويي

آب ، ماهی ، خشکی ، منم

تو را با همه وجود حس کردم

ديوانه شدم

و

عشق را در ديدار روی معشوقه طلب می کردم

ولی

تو را نديده

،

آتش عشقم روشن شد

ومن

در معبد احساس پاکت بندگی کردم

،

زلال شدم ، خالص و منزه

وتو

قلب مرا ربودی

،

در آن حلول کردی

،

شدی روح من

و

من

شدم

تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 23:40  توسط پیام   |